تکرار فاجعە ديگری از کارگران قربانی گرفت

اينبار فاجعه انفجار گاز در معدن زغال سنگ آزاد شهر گلستان کارگران را به کام مرگ برد. تاکنون ٣٥ کارگر جان باخته و ٢٧ نفر مصدوم به بيمارستان منتقل شدەاند. دەها نفر نيز زير آوار ماندەاند، که سرنوشت‌شان نامعلوم است.

در اخبار و تصاويری که از صحنه فاجعه پخش شده است، خانوادەهای داغديده کارگران همراه آن عدەای که هنوز چشم انتظار خبری از نان آوران خانەاند و همينطور همکاران خشمگين ديده می‌شوند که دل هر انسان شريف  را بدرد می‌آورد.

طبق اطلاعات پخش شده در سايت‌های اينترنتی و سخنان کارگران معدن مذبور، دليل اين انفجار مرگبار را عدم وجود سيستم تهويه هوا که بتواند گازها و آلودگی معدن را  تهويه کند، اعلام شده است. انفجارگاز متراکم شده در عمق ١٨٠٠ متری معدن بانی اين فاجعه هولناک بوده است. کارگران معدن که در اعماق زمين با جان خود برای سرمايەدار سود و ثروت می‌آفريند، جزو بی حقوق‌ترين و محرومترين کارگران هستند.

سياست مبهم خصوصی سازی رژيم، عملا دست سرمايەداران و کارفرمايان را برای شانه خالی کردن از زير مسئوليت در مواردی اينچنينی باز گذاشته است. معدن يورت از جمله مواردی است که طبق اين سياست هم خصوصی و هم دولتی بشمار می‌رود. اين سياست باعث شده زمان سوددهی و به جيب زدن ارزش اضافی، معدن خصوصی بحساب آيد، و زمان رويدادی از اين دست و در دوران بحران اقتصادی از امکانات دولت بهرمند شود. مديران و صاحبان اين نوع املاک خود در ارگانهای تصميم گيری و سياست گذاری عضو و سهيم‌اند. به قول معروف “هم از توربه می‌خورند و هم از آخور”!

عموما کارگران و بخصوص کارگران معادن ايران از داشتن اتحاديه مستقل کارگری که بتواند برای فراهم آوردن شرايط مناسب ايمنی و احقاق حقوق اشان فعاليت کند محرومند. هر گونه تلاش برای ايجاد تشکلهای مستقل کارگری اعم از اتحاديه و سنديکا و غيره به چشم “جرم امنيتی”نگاه می‌شود. دولت جمهوری اسلامی بعنوان نظامی سرمايەداری در مقابل هرگونه تلاش برای ايجاد تشکلهای کارگری بشدت می‌ايستد و با سرکوب کارگران زمينه استثمار هر چه بيشتر طبقه کارگر توسط سرمايەدار اعم از خصوصی و دولتی را فراهم می‌سازد. در همين فاجعه اخير ديديم که چگونه نيروهای امنيتی به خانوادەها و کارگران معترض حمله کردند. کارگران نيز با اقدامی انقلابی نيروهای امنيتی و صدا و سيمايشان را از محل دور کردند.

مسئولان دولتی طبق معمول تلاش دارند تقصير را به گردن خود کارگران انداخته و از زير بار مسئوليت خود و صاحبان معدن را رها سازند. اما اين تلاش مزبوحانەای بيش نيست. کارگران و افکار عمومی جامعه بخوبی می‌دانند که مسبب اصلی اين فاجعەهای دلخراش دولت و سرمايەداران هستند. متهم اصلی اين فاجعه کسی نيست، بجز سران رژيم اسلامی ايران و مسئولين وزارت کار اين رژيم.

ما از صميم قلب به خانواده و بازماندگان کارگران جانباخته تسليت گفته و برای مصدومين آرزوی بهبودی داريم. اميدواريم هر چه زودتر کارگرانی که هنوز زير آوار اسير هستند نجات پيدا کرده و به آغوش گرم خانوادەاشان برگردنند.

ديری نخواهد گذشت که عمر ننگين اين رژيم نيز همانند رژيم قبلی بدست همين کارگران و زحمتکشان به پايان خواهد رسيد.

سرنگون باد رژيم کارگر ستيز جمهوری اسلامی

 هيئت هامنگی روند سوسياليستی کومەله

١٩ ارديبهشت ١٣٩٦

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*