به مناسبت اول ماه مه روز جهاني کارگران

اول ماه مه، روز اتحاد و همبستگي کارگران و زحمتکشان است. در اين روز، کارگران در اقصا نقاط جهان، با گردهم‌آيي و راهپيمائي در خيابانها و تجمع در ميادين و يا با برگزاري ميتينگ و مراسمهاي گوناگون، حضور و عزم جمعي و متشکل خودشان را در اعتراض به نظام ستمگر سرمايه‌داري، و فرياد خواست عدالت اجتماعي و بنياد دنيايي بهتر براي همگان، به نمايش مي‌گذارند.

جنبش کارگري در ايران سالي پر تلاطم را پشت سر گذاشت و بي شک سال پيش رو نيز، براي کارگران و زحمتکشان ايران سالي آرام و کم تحرک نخواهد بود. آمار مبارزات کارگري و راه‌اندازي اعتصاب، تحصن، تظاهرات و اعتراضات جمعي، چه در محل کار و چه در خيابان، در سال ١٣٩٦ بمراتب از سال قبل بيشتر و فراگيرتر بوده است.

در ديماه ماه سال گذشته که جامعه در ابعاد سرتاسري با بپا خواستن طبقات و اقشار مختلف دچار تلاطم گشت، کارگران و زحمتکشان نيز با شرکت فعال در تظاهرات و گردهمائي‌هاي خياباني، و سر دادن شعار “نان، کار، آزادي”  به مبارزات خودشان رنگ و بوي سياسي بخشيده و خواست سرنگوني رژيم سرمايەداري ديني حاکم را وسعت بخشيدند.

نگاهي مختصر به اعتراضات و اعتصابات کارگري تا قبل از ديماه سال ١٣٩٦ در ايران، نشان ميدهد که نارضايتي طبقه کارگر ايران از وضع موجود، زمينه ساز حضور وسيع اين طبقه در اعتراضات خياباني فرودستان ايران در ديماه بوده،و آنان را به يکي از شرکت کنندگان اصلي تظاهرات‌ها تبديل نمود. بيکارسازي‌هاي وسيع به دليل رکود اقتصادي و تعطيل شدن مراکز کار، عقب افتادن پرداخت حقوق‌ها به مدتهاي طولاني، سوانح کاري متعدد، نبود بيمه بيکاري و بيمە سوانح براي کارگران، به اضافه تورم و گراني سرسام آور نرخ کالاهاي مورد نياز، هزينه‌ زندگي روزمره کارگران را به شدت افزايش داده است. اين وضعيت در شرايطي به کارگران و زحمتکشان ايران تحميل ميشود که افزايش چندرغازي دستمزدها و حقوق کارگران بهيچوجه پاسخگوي نيازمنديهاي آنان نبوده و اکثريت عظيمي از کارگران قادر به تأمين معاش روزانه خود و خانواده‌شان نيستند. چنين وضعيتي ميليونها کارگر ايراني را به زير خط فقر سوق داده‌است. در چنين وضعيت دشواري که به کارگران و خانوادها‌يشان از جانب رژيم فاسد و جنايتکار اسلامي تحميل ميشود، خواست کارگران براي دريافت حقوقهاي به تعويق افتاده و افزايش دستمزد، با تهديد اخراج از کار و اتهام تحريکات خارجي از جانب حاکمان اسلامي ايران پاسخ ميگيرد.

در کردستان نيز، همانند ديگر نقاط ايران، در سال گذشته و بخصوص از ديماه به اين طرف شاهد تظاهرات و اعتراضات کارگري در سطح وسيع بوديم. افزون بر معضلات و مشکلاتي که طبقه کارگر در سطح ايران با آن درگير است، کارگران در کردستان، هم بدليل برقراري فضاي شديد امنيتي و هم بدليل ايجاد موانع در ارتباط با پايه‌گذاري صنايع بزرگ توليدي در کردستان از جانب رژيم، با مشکلاتي از قبيل مهاجرت‌کاري به نقاط دور دست ايران و پديده کولبري در نوار مرزي دسته و پنجه نرم ميکنند.

رژيم سرمايەداري اسلامي حاکم بر ايران، با سياست‌هاي تبعيض‌آميز و چپاولگرانەاش، و با عقب نگه داشتن عمدي زيربناي اقتصادي کردستان و همچنين باز گذاشتن دست صاحبان سرمايه براي استثمار شديد، شرايطي را فراهم ساختە که سيل عظيمي از کارگران و زحمتکشان کردستان براي امرار معاش و آوردن لقمەاي نان بر سر سفره خانوادەاشان، مجبور به تن دادن به کار سخت و طاقت فرسايي مانندکولبري مي‌شوند. عدە ديگر نيز مجبور به ترک خانه و خانواده در جستجوي کار به ديگر نقاط ايران مهاجرت مي‌کنند.

اعتراضات نسبتا سازمانيافته کارگران در سال ١٣٩٦ نشان از آن دارد که؛ کارگران عليرغم تهديد و بگير و ببند و زنداني شدن و در زندان بودن بيشتر رهبران کارگري، براي احقاق حقوقشان بمراتب‌ از گذشته جديتر و متحدتر شدەاند. کارگران و زحمتکشان جامعه به خوبي مي‌دانند که بدون تغيير و تحولات اساسي و بدون سرنگوني اين رژيم تبهکار و فاسد و غارتگر و جنايت پيشه، تغييري در زندگي سخت و طاقت فرساي آنان بوجود نخواهد آمد. براي رهايي از وضع موجود و برآورده شدن خواسته‌هاي عادلانه کارگران و زحمتکشان، راهي جز مبارزه عليه دژخيمان اسلامي حاکم بر ايران وجود ندارد. و براي پيشبرد و به پيروزي رساندن چنين مبارزه‌اي، قدم اول متشکل شدن و سازمان‌يابي کارگران آگاه به منافع طبقاتي کارگران، در تشکلي است که آرمان سوسياليزم و رهايي انسانها از هر گونه ستم و استثمار را فعالانه و با درستکاري در دستور دارد.

 روند سوسياليستي کومه‌له

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*