درد جانکاه خانواده‌های قربانیان کولبری؛ گفت‌وگو با هوشیار رستمی

کولبر

«هوشیار رستمی»، روزنامه‌نگار و مدیر مسئول «سایت اقتصاد‌نگار»، مستند «برای کُردها ایستی در کار نیست» را مقدمه‌ای موجز و فشرده بر مصائب زندگی واقعی‌ کولبران و موانع و محدودیت‌های زندگی در مرزهای کردستان می‌داند و به ایران‌وایر می‌گوید که غیر از عواملی چون بی‌کاری و فقر، جامعه هم در تولید و بازتولید کولبری بی‌نقش نیست. مستند«برای کردها ایستی در کار نیست» روایت کولبران از زندگی‌شان است که به کارگردانی جمشید بهرامی و تهیه‌کنندگی مازیار بهاری ساخته شده است. این مستند را می‌توانید  اینجاتماشا کنید.

هاوری یوسفی

هوشیار رستمی، خودش کُرد و اهل شهرستان مرزی «بانه» است و در حال حاضر هم در تهران زندگی می‌کند.

رستمی به ایران‌وایر می‌گوید ای‌کاش در مستند «برای کُردها ایستی در کار نیست» به خانواده‌هایی که قربانی کولبری هستند، اشاره می‌شد؛ چون این خانواده‌ها فشارهای روحی، روانی‌ و اقتصادی گوناگون و دردناکی را تحمل می‌کنند.

او می‌گوید: «سال ١٣٩٦، زمانی که تعدادی کولبر در مرز بانه جان ‌باخته بودند، به‌همراه چند خبرنگار برای تهیه خبر به محل حادثه رفتیم و وضعیت خانواده قربانیان را هم از نزدیک مشاهده کردیم. سرپرست و تنها نان‌آور خانواده و یگانه نور امیدشان در زندگی را از دست داده بودند. شاید در نگاه اول به چشم نیاید، اما در واقع بسیاری از این خانواده‌ها در سکوت مطلق فشارهای روحی، روانی و اقتصادی دردناکی را غیر از تحمل مرگ عزیزانشان، تحمل می‌کنند.»

این روزنامه‌نگار، مسئله کولبری را واقعیتی ساده و یک‌سویه نمی‌داند و معتقد است که بدون لحاظ کردن پیچیدگی‌های آن، فهم جوانب و پیامدهای این کار سخت و طاقت‌فرسا اگر نه ناممکن که بسیار دشوار خواهد بود.

به باور او «رسانه‌ها اغلب شلیک به کولبران، پرت شدن از ارتفاعات، مجروح شدن و یا حوادثی از این دست را پوشش می‌دهند اما به زمینه‌های اجتماعی، اقتصادی و یا نقش خانواده‌ها توجه کافی ندارند.»

به گفته این روزنامه‌نگار، کولبری با وجود این‌که درآمد ناچیزی دارد ولی مردم برای امرار معاش به آن روی آورده‌اند و اغلب به‌عنوان یکی از کارهای همیشگی و دم‌دستی برای کسب درآمد و تامین مایحتاج زندگی به آن پناه می‌برند: «خودم شاهد بوده‌ام که بسیاری از خانواده‌های کم‌درآمد با جمله همیشگی “چرا بی‌کار می‌گردی، تو هم مثل بقیه کولبری کن” فرزندان خودشان را به کولبری می‌فرستند. در حالی که می‌دانند خطراتی مثل کشته شدن، انفجار مین، قطع نخاع، پرت‌ شدن از ارتفاعات و یا یخ‌زدن در سرما فرزندان‌شان را تهدید می‌کنند.»

رستمی، با اشاره به برخی از کولبران که با وجود احتمال انفجار مین و یا شلیک گلوله ناچارند از برخی معابر مین‌گذاری شده عبور کنند، می‌گوید: «چندین‌بار به مرزها رفته و به همراه برخی از کولبران نیز از این راه‌ها تردد کرده‌ام. آن‌ها با عباراتی مثل “می‌رویم، خدا بزرگ است” از مناطق و معابر بسیار خطرناک و مین‌گذاری شده عبور کرده و دل به دریا زده‌اند.»

او به عنوان یک روزنامه‌نگار معتقد است که اگرچه بسیاری از اهالی شهرها و روستاهای اطراف مرز اغلب به کولبری مشغول هستند اما وضع مالی برخی از آن‌ها از همین راه وضع بهبود یافته و در حال حاضر هم خودشان بار می‌آورند و می‌برند: «کولبر ثروتمند و تهی‌دست هم داریم. کولبرهایی وجود دارند که از طریق همین کولبری وضع مالی آن‌ها بهبودیافته و اکنون خودشان صاحب بار هستند.»

این روزنامه‌نگار، کولبری را به دو نوع قانونی و غیرقانونی تقسیم می‌کند. او می‌گوید بسیاری از کولبران دارای دفترچه تردد از مرز هستند و به طور قانونی از معابر مرزی رد می‌شوند و گمرک کالاها را پرداخت می‌کنند و رسید هم دارند: «کولبرانی که از معابر قانونی و با استفاده از کارت تردد کالاها را جابه‌جا می‌کنند در صورت بروز هر نوع مشکل و حادثه‌ای می‌توانند از راه قانونی اقدام کنند. اما کولبرانی کارت تردد ندارند غیر از این که از این امتیاز بی‌بهره هستند هم خودشان و هم داروندارشان در خطر است.»

هوشیار رستمی، در ادامه به مسئله رانتی‌شدن صدور کارت تردد در روستاهای مرزی اشاره می‌کند و می‌گوید: «کارت تردد از مرز اغلب برای شوراهای روستا یا اقوام و بستگان آن‌ها صادر می‌شود. صادر کردن کارت تردد هم صرفا محدود به فلان روستا و یا منطقه نیست؛ بلکه هر کسی می‌تواند آن را دریافت کند. حتی همین افراد با داشتن امتیاز و روابط، اشخاصی را از شهرهایی مثل سقز، مهاباد، بوکان و یا شهرهای دیگر آورده و در ازای دریافت مبلغی برایشان کارت تردد صادر می‌کنند و حق کولبران مرزنشین را می‌خورند. از سویی دیگر، تعدادی از همین شوراها غیر از این که مسیر ترددشان صعب‌العبور و خطرناک نیست، بارهای کلان هم به داخل کشور منتقل می‌کنند.»

او تاکید کرد که بسیاری از کالاهایی که به داخل کشور وارد و یا منتقل می‌شوند، حتی کالاهایی که غیرقانونی و قاچاق هستند، جملگی از مقابل چشمان مرزبانی رد و وارد کشور می‌شوند: «مثلا، در مرزهای بانه معابر انتقال کولر گازی، تلویزیون، مشروب، بنزین و بسیاری کالاهای دیگر برای همه واضح و مشخص است.»

به گفته هوشیار رستمی، کلیه معابر قانونی و غیرقانونی مرزهای کردستان زیر نظر مرزبانان و تحت کنترل کامل هنگ‌های مرزی است و حتی در برخی از معابر کولبران باید برای ردشدن بارشان مبلغی پرداخت کنند: «اما اگر نیروهای مرزبانی از سوی فرماندهان و مافوق‌های خود مورد بازخواست و مواخذه قرار گیرند، بلافاصله روند تیراندازی‌ها و ضبط کالاهای کولبران آغاز می‌شود.»

وەڵامێک بنووسە

پۆستی ئەلکترۆنیکەت بڵاو ناکرێتەوە . خانە پێویستەکان دەستنیشانکراون بە *