راهپیمایی اعتراضی کولبر مریوانی با دو پای مصنوعی روی ویلچر

راهپیمایی اعتراضی کولبر

هاوری یوسفی

«کامران دوپلوره‌ای»، فعال مدنی و زیست‌محیطی اهل مریوان، از توابع استان کردستان، چهارشنبه گذشته، ٢٤ شهریور١٤٠٠ علیه شلیک به کولبران، وضعیت نابسامان معلولان و تخریب جنگل‌های «زاگرس»، با دو پای مصنوعی و ویلچرش راهپیمایی اعتراضی خود از شهر مریوان تا مقابل مجلس شورای اسلامی در تهران را آغاز کرد.

حرکت اعتراضی این فعال مدنی که پاهای خود را حین کولبری در مرزهای ایران از دست داده، بازتاب وسیعی در میان کاربران شبکه‌های اجتماعی و فعالان مدنی و زیست‌محیطی داشته است.

او در گفت‌وگو با «ایران‌وایر»، شلیک به کولبران، نقض حقوق معلولان و تخریب منابع طبیعی را سه دلیل عمده برای راهپیمایی خود عنوان می‌کند.

کامران دوپلوره‌ای پس از طی‌ کردن مسافت ٥٠ کیلومتر از مسیر مریوان به سنندج در طول سه شبانه‌روز، با پادرمیانی برخی فعالان مدنی و زیست‌محیطی مریوان، کامیاران، جوانرود و سنندج و به دلیل خطراتی که ممکن بود وضعیت شکننده جسمی و سلامت او را تهدید کنند، به ادامه مسیر پایان داد اما هم‌چنان بر مواضع اعتراضی خود پافشاری می‌کند.

گفت‌وگوی «ایران‌وایر» با کامران دوپلوره‌ای را می‌خوانید:

***

کامران دوپلوره‌ای، ٣١ ساله، دارای دو فرزند و اهل روستای «دوپلوره» مریوان است.

او نیز هم‌چون اکثر کولبران مناطق مرزی غرب ایران، به دلیل فقر و محرومیت اقتصادی مجبور به کولبری شده بود اما چنان‌ که خودش می‌گوید، کولبری زندگی معمولی را هم از او گرفت.

کامران در حال حاضر ساکن شهر مریوان است و به لحاظ اقتصادی نیز جز دریافت یارانه دولتی، درآمد دیگری ندارد. اما به دلیل فعالیت‌های مدنی و زیست‌‌محیطی‌، در میان مردم منطقه فردی محبوب و شناخته شده است.

دوپلوره‌ای شامگاه ١٠مهر١٣٩٦، دقیقا در روز تولدش، حین کولبری در مسیر بازگشت از اقلیم کردستان عراق به ایران، در منطقه مرزی «سرشیو» مریوان، به اشتباه هدف شلیک گلوله‌های یکی از باغ‌داران منطقه قرار گرفت و بر اثر اصابت ٩ گلوله، هر دو پای خود را از دست داد.

او در رابطه با وضعیت فعلی جسمی و فرایند بازیابی سلامت نسبی خود به «ایران‌وایر»می‌گوید تاکنون ٢١ بار مورد عمل جراحی قرار گرفته اما باز هم سلامت خود را به‌ دست نیاورده است.

می‌گوید: «اگرچه برای مدتی تحت پوشش سازمان بهزیستی و کمیته امداد مریوان قرار گرفتم اما چون کمک‌های مالی این دو سازمان در ازای هزینه‌های سنگین درمان و قیمت دارو‌هایم بسیار ناچیز بودند و سازمان بهزیستی هم برای خرید ویلچر و پای مصنوعی اقدامی نکرد، در نهایت به دفتر جمعیت خیریه امام علی در تهران مراجعه کردم و این نهاد مردمی هم کل هزینه خرید ویلچر و هر دو پای مصنوعی من را تقبل کرد که مبلغی حدود ٢٠٠ میلیون تومان بود. کمک‌های این نهاد مردمی و حمایت مالی خیرین این نهاد شایان تقدیر فراوان است.»

این فعال زیست‌محیطی وضعیت وخیم و نقض حقوق معلولان، شلیک به کولبران و تخریب منابع طبیعی و آتش‌سوزی‌های سریالی جنگل‌های زاگرس را سه دلیل عمده برای راهپیمایی اعتراضی خود می‌داند.

می‌گوید: «با توجه به بی‌اعتنایی و بی‌توجهی مسوولان هر دو اداره محیط زیست و منابع طبیعی مریوان و ادامه این رویکرد غالب نسبت به محیط زیست مشترک تک تک افراد جامعه، تصمیم گرفتم حداقل با این اعتراض، صدای اکوسیستم بی‌دفاعی باشم که در اوج بی‌توجهی مسوولان دولتی در حال نابودی است.»

اضافه می‌کنند: «هدف اصلی من، علاوه بر فرهنگ‌سازی و مسوولیت‌پذیری مردم در قبال حفظ محیط زیست، هشداری بود به مسوولان مربوطه تا هوشیار و آگاه شوند و اجازه ندهند برخی افراد سودجو به طبیعت دست‌اندازی کنند و جنگل‌ها را به منبع درآمدزایی تبدیل کنند؛ افرادی که در تاریکی و ظلمت بزرگ شده‌اند و تعلقی هم به طبیعت و قدرت حیات‌بخش آن ندارند.»

کامران دوپلوره‌ای اگرچه تا سطح پنجم ابتدایی درس خوانده است اما به گفته خودش، دیدگاه خاصی نسبت به طبیعت و محیط‌زیست دارد. او معتقد است حفاظت از محیط زیست تنها وظیفه برخی ارگان‌های دولتی و یا حتی نهادهای مدنی و مردمی نیست بلکه اجتماعی شدن دفاع و حفاظت از محیط زیست، غایت فعالیت‌های او در این زمینه است: «چون انسان‌ها برآمده و زاده طبیعتی هستند که در آن زیست و زندگی می‌کنند، پس طبیعتا نابودی محیط زیست عین نابودی و افول انسان است. تداوم فروش و شکار حیوانات و پرندگان وحشی در جنگل‌ها توسط شکارچیان، دپوی زباله‌های شهری در مناطق جنگلی یا آتش‌سوزی‌های سریالی جنگل‌ها که اغلب منشاء انسانی دارند، عملا مکان زیست و زندگی ما را نه در کردستان بلکه در کل ایران نابود خواهند ساخت. پس باید همه ما هوشیار و گوش به زنگ باشیم.»

این فعال مدنی در ادامه گفت‌وگو، به موضوع شلیک به کولبران در مرزهای غربی کشور اشاره می‌کند. او اگرچه کولبری را شغل نمی‌داند اما معتقد است محرومیت و نبود زیرساخت‌های اقتصادی، از جمله نبود کارخانه، مراکز تولیدی و تسهیلات کشاورزی، فقدان سامان‌دهی برای ایجاد فرصت‌های شغلی در مرزها و تخصیص منابع مالی کافی برای تحقق این اهداف اقتصادی، اساس روی‌آوری مرزنشینان به کولبری است: «بسیاری از مرزنشینان به دلیل بی‌کاری، فقر و گرسنگی و انجام مسوولیت تامین معیشت خانواده و فرزندان‌شان به ناچار کولبری می‌کنند. شخصا ده‌ها نفر را می‌شناسم که در مسیر کولبری کشته شده، از ارتفاعات پرت شده و یا فلج و زخمی شده‌اند. حتی در سال‌های اخیر بسیاری از نخبگان ورزشی و یا افرادی که دارای تحصیلات عالی دانشگاهی هستند، به کولبری در مرزها روی آورده‌اند.»

او که خود را از مخالفان سرسخت کولبری معرفی می‌کند، با انتقاد از برخورد نیروهای انتظامی و مرزبانی‌ها در قبال افرادی که از سر ناچاری کولبری می‌کنند، می‌گوید: «اصلا چرا باید پدیده کولبری وجود داشته باشد و یا کولبران کشته شوند؟ آن‌ها نه با دولت ستیزی دارند و نه جرمی مرتکب شده‌اند. بی‌کاری مزمن و شکم گرسنه زن و بچه و خانواده‌های‌شان این افراد را به مرزها کشانده‌اند. آیا در زمان جنگ تحمیلی [جنگ هشت ساله میان عراق و ایران]، همین کول‌برها و فرزندان‌شان نبودند که از سرزمین‌ خود دفاع کردند و با دشمن جنگیدند؟ پس چرا حالا باید به خاطر نان شب‌شان در مرزهای خودشان کشته، فلج و یا زخمی شوند؟»

کامران دوپلوره‌ای در بخش دیگری از این گفت‌وگو، به وضعیت معلولان اشاره می‌کند. او در رابطه با این قشر که به قول خودش در جامعه فعلی ایران مغفول مانده و فراموش شده‌اند، با لحنی انتقادی گفت این قشر از جامعه معلولیت را انتخاب نکرده‌اند و هر کدام از آن‌ها آرزو دارند که تنی سالم داشته باشند و مثل همه افراد جامعه تا پایان عمر کار و  زندگی کنند.

به گفته او، قشر معلولان مطابق استانداردهای پیش‌بینی شده در قوانین جمهوری اسلامی باید تحت پوشش قرار گیرند و به لحاظ شهروندی، از کلیه حقوق و حمایت‌های مالی، فرهنگی و اجتماعی بهره‌مند باشند: «این در حالی است که بسیاری از آن‌ها، از جمله خودم، به دلیل عدم حمایت ارگان‌های دولتی، علاوه بر تحمل دردها و رنج‌های جسمی، باید دغدغه و زجر تامین مایحتاج زندگی را هم تحمل کنیم؛ به ویژه در شرایطی که تورم و افزایش قیمت‌‌ها در کشور سر به فلک کشیده‌اند. اگرچه به عنوان یک معلول قصد سیاه‌نمایی ندارم اما واقعیت این است که طیف وسیعی از معلولان یا اصلا حمایت نمی‌شوند و یا میزان حمایت مالی و تسهیلات آموزشی، درمانی و اجتماعی آن‌ها بسیار ناچیز و کم است. در حالی که بسیاری از تسهیلات بانکی، آموزشی و درمانی و حتی حق تامین مسکن، درمان رایگان و خرید ماشین برای معلولان در نظام قانونی کشور پیش‌بینی شده‌اند اما در عمل کم‌تر از پنج درصد حقوق‌شان محقق می‌شود.»

این فعال مدنی در رابطه با بازتاب حرکت اعتراضی نمادین خود در میان کاربران شبکه‌های اجتماعی به «ایران‌وایر» می‌گوید: «اگرچه من کل مسافت را طی نکردم اما بازتاب وسیع آن در شبکه‌های اجتماعی و پیام‌های امیدوار کننده و هم‌دلانه‌ای که از سوی مردم دریافت کرده‌ام، جای خوشحالی است. از سوی دیگر، به نظر می‌رسد صدای اعتراض ما هم به گوش مسوولان مربوطه رسیده باشد؛ هرچند اعتراضات ما در اشکال دیگر هم‌چنان ادامه خواهد داشت.»

هرچند کامران دوپلوره‌ای هیچ‌گاه تصور نمی‌کرد که روزی روی ویلچر بنشیند و با پاهای مصنوعی زندگی کند اما چنان‌که خودش می‌گوید، معلولیت مانع عزم و اراده پولادینش برای ادامه یک زندگی پر شور و فعالیت‌هایش نشده است: «در دوران معلولیت به یک ملوان حرفه‌ای تبدیل شدم؛ به‌طوری که مسیر رفت و برگشت تالاب زریبار که دست‌کم چهار کیلومتر است را با شنا طی می‌کنم. وزنه‌برداری می‌کنم و از ۱۰۰ کیلو تا ۱۷۰ کیلو پرس سینه می‌زنم. هدف نهایی من این است که با ادامه حرفه‌ای رشته وزنه‌برداری، در رقابت‌های کشوری و جهانی شرکت کنم.»

وەڵامێک بنووسە

پۆستی ئەلکترۆنیکەت بڵاو ناکرێتەوە . خانە پێویستەکان دەستنیشانکراون بە *