متوقف کردن تروریسم هسته ای إسرائيل یا اعلام حمایت ازحکومت اسلامی؟

متوقف کردن تروریسم هسته ای إسرائيل

اخیراّ بیانیه ای تحت عنوان« تروریسم هسته ای اسراییل را متوقف کنید» منتشر شده است که در میان امضاء  کنندگان ،  چهره های شناخته شده ای نیز وجود دارند . این طیف برغم سایه روشن هائی از تفاوت ها در گرایشات سیاسی  ، نقطه مشترکی دارند و آن حمایت دائمی آنان از حکومت اسلامی است .

این« بیانیه »  تحت عنوان « باورمندان به جهانی خالی از سلاح های هسته ای ، صلح ، حقوق بشر، و همزیستی ملت ها » نوشته شده است،ولی اندکی تامل بر محتوای بیانیه ،خلاف چنین ادعاهائی را نشان می دهد ، زیرا نیمی از صورت مساله و در حقیقت بنیان مساله به حکومت اسلامی و هدف های آن مربوط می گردد ، که« بیانیه جمعی»  در باره آنها ساکت است و بنا به سابقه و شناخت از سمت گیری های سیاسی امضاء کنندگان  ، تصادفی نیست.

 این بیانیه ، همسوئي و هم صدائی آشکار  با اظهار نظر های مقامات جمهوری اسلامی دارد که خرابکاری در مهمترین مرکز غنی سازی اورانیومرا « مصداق تروریسم هسته ای »  عنوان کرده اند ، و  به نوعی همان  پروپا گاندا های تبلیغاتی جواد ظریف و نایاکی ها ودیگر لابیگرهای جمهوری اسلامی در خارج از کشور را منعکس می کند و می توان گفت که هدف های چند گانه ای را دنبال می کند:

 نخست اینکه این امضاء ها دربرابر امضاء های عده ای است که در نامه ای متجاوز از ۱۴۰۰ نفرودهها نهاد وسازمان « نه به جمهوری اسلامی»راعنوان کرده اند و تلاشی است برای کم رنگ  کردن تاثیر آن در داخل و خارج که از منظر سلبی ، گرایش مسلط در جامعه ایران را بازتاب می داد . نه به جمهوری اسلامی ، اگرچه فاقد وجه اثباتی درگزینه ای برای آینده ایران است ، لیکن در بحران فراگیری که حکومت اسلامی با آن درگیر است و دربرابر نارضائی همه گانی و در آستانه یک نمایش بی رنگ انتخاباتی ، زیر پای حاکمیت را بشدت خالی می کند وشامه  تمامی طیف های حکومت اسلامی چنین خطری را برای بقای خود حس می کنند.

  دوم اینکه ،این امضاء ها به  احتمال زیاد ، خیز تازه ای  است برای تبلیغ جهت شرکت در انتخابات پیش روریاست جمهوری ورای به حکومتاسلامی، در شرایطی  که اکتریت غالب مردم در کشور از نظر روحی و روانی از هردو جناح حکومت اسلامی عبور کرده اند و خیزش دیماه ۹۶ وآبان ۹۸ آنرا به روشنی نشان داده است.

سوم اینکه بیانیه جمعی ، تخریب در مرکز غنی سازی هسته ای نطنز را نوعی تخریب در بازگشت به برجام ارزیابی می کند. برجام نه فقط برای مردم ایران سودی ببار نیاورد ، بلکه دست حکومت اسلامی را برای سرکوب درداخل و گسترش تروریسم در منطقه و جنگ های نیابتی بازتر کرد و صد و پنجاه ملیارد دلار از سپرده های آزاد شده کشور را به حساب های فرزندان حکومتی ها در کشورهای خارج واریز و یا در سوریه و لبنان و یمن وعراق و افعانستان وحماس و  شبکه های تروریستی هدرداده شد.

                                                          

بر کسی پوشیده نیست که هدف جمهوری اسلامی ، چیزی جز دستیابی به سلاح هسته ای نیست و آنرا بعنوان رازبقای خود و شانتاژ سیاسی درسیاست های منطقه ای و بین المللی اش می خواهد مورد استفاده قرار دهد.غنی سازی ۶۰ درصدی اورانیم  بهیچوجه با منطق ونیت استفاده  صلح آمیز از انرژي هسته ای سازگار نیست وفقط گویای ریا کاری و دروغ گوئي رهبران حکومت اسلامی است. امروز بعد از گذشت چهل ودوسال از عمر نکبت بار حکومت اسلامی ،اگر کسی  این هدف حکومت اسلامی را تشخیص ندهد ، کودک سیاسی بیش نیست.

 سیاست « انرژی هسته ای حق مسلم ماست »  سیاست مخربی بوده که  منابع زیادی از امکانات مالی کشور رابرباد داده است و پی آمدهایاقتصادی آن  که به گفته اقتصاد دانان ،  نزدیک به یک تریلیون دلاربوده  ، سیاست کاملا خطرناکی است . زیرا نه انرژي ، بلکه سیاست دست یابی به سلاح هسته ای هدف اصلی  رهبران جمهوری اسلامی بوده و هست.   بنا بر نظر کارشناسان ، ایران با داشتن منابع عظیم خورشیدی وگاز نیازی به انرژی هسته ای برای تامین انرژی کشور ندارد . مضمون این بیانیه جمعی، آنهم بعداز جنبش های سرتاسری مردم در دیماه ۹۶ و آبان ۹۸ و کشتار بی رحمانه جوانان در کف خیابان ها و شلیک عمدی موشک توسط سپاه پاسداران به هواپیمای مسافر بری اوکراینی، دهن کجی به مبارزات مردم و دفاع بی شرمانه ای از جمهوری اسلامی است.  اگر « این باورمندان به جهانی خالی از سلاح های هسته ای » در ادعای خودصادق هستند ، چرا این تلاش حکومت اسلامی برای ساختن بمب هسته ای   را هرگز محکوم نکرده اند؟ این تلاش ها اگر متوقف نشود ، دیر یازود کل منطقه را می تواند وارد یک رقابت تسلیحاتی هسته ای کند که با «نیت»  ابراز شده آامضاء کنندگان بیانیه  تناقض دارد.

این « باورمندان » خود را طرفدار « صلح  ، حقوق بشر و همزیستی ملت ها » معرفی کرده اند. بازهم ادعای آنان با واقعیتهای جاری در کشور ماو منطقه خوانائی ندارد. ما در خلاء بین سیارات زندگی نمی کنیم . ما در کشوری زندگی می کنیم بنام ایران و با حاکمیت « ولایت مطلقه فقیه ».

 نظر حاکم بر رهبران و بنیانگذاران حکومت اسلامی از همان ابتدا براین پایه استوار بوده که بدون صدور انقلاب اسلامی ، حکومت آنها خفهخواهد شد که عملا به جنگ هشت ساله بین ایران و عراق ، ویرانی کشور و کشته و زخمی شدن صد ها هزار از نیروهای درگیر در جنگ شد.امروز ، جنگ های نیابتی جمهوری اسلامی درمنطقه ، که آنرا « عمق استراتژیک » خودمی نامند وبه   گفته محسن رضائي ،  حکومت  اسلامی اکنون  بر روی ۲۵ کشور و پانصد ملیون نفر نشسته است ، اعترافی است بر گستردگی شبکه های پرورش تروریستی  که بزرگترین آسیب را بهصلح در منطقه زده است.

امضائ کنندگان بیانیه جمعی در کدام اعلامیه ای از این دست جنگ افروزی و جنگ طلبی و تروریسم حکومت اسلامی ویا کدام بمب گذاری هایجمهوری اسلامی در کشورهای همسایه  را محکوم کرده اند ؟

امضاء کنندگان « بیانیه»  از کدام همزیستی ملت ها سخن می گویند؟ ایران تنها کشوری در جهان است که افراد وابسته به آن بطور سازمانیافته از دیوار سفارت کشور های دیگر بالا رفته است و عده ای از آنها در پست های بالای حکومتی و اطلاعاتی قرار دارند و گروگان گیری جزویاز سیاست رسمی بین المللی و باج گیری آن است

ادعای طرفداری از حقوق بشر ، مضحک ترین ادعای امضاء کنندگان این بیانیه است . به استثنای احتمالی چند نفر ، کی ، کجا این امضاءکنندگان حرفه ای ، اعدام ها ،  شلیک به مغز جوانان در خیابان ها ، آسید پاشیدن به روی دختران ،  سرکوب ها و شکنجه کردن ها و تجاوز بهزنان زندانی در چنگ حکومت را بعنوان یک انسان محکوم کرده اند؟

حکومت اسلامی با سیاست های تروریستی  خود در منطقه ، با مسلح کردن حزب الله در لبنان  برای حمله به اسرائیل ، خرج میلیارد ها دلار برایحماس ، و دامن زدن به فناتیسم ، در تقویت افراطی ترین گرایش های سیاسی در اسرائيل نقش موثری را داشته است که در عمل بیشترین ضربهرا  به فلسطینی ها زده است .حتی ادعای حمایت از فلسطینی ها و  اسرائیل ستیزی آن نیز شیادانه و ریاکارانه است. جمهوری اسلامی به هیچپرنسیب سیاسی و اخلاقی و حقوقی پای بند نبوده و نیست ، همه چیز برایش وسیله است و تنها یک اصل بنیادی برای خود دارد : درقدرت بمان بههر قیمتی ! حتی با کشتار مردم خود و ویرانی کشور . فراموش نباید کرد که درهنگام جنگ ایران و عراق  ، حکومت اسلامی  از یک سو با اعلامروز جهانی من در آورده ای بنام روز قدس ، پرچم اسرائیل را زیر پای  توده مردم نا آگاه لگد مال می کرد و آتش میزد ، ولی همزمان لوازم و قطعاتمورد احتیاج  برای هواپیماهای  جنگی فانتوم خود را از همان اسرائیلی می خرید که شعار نابودی اش را میداد. نمونه آن هواپیمای آرژانتینیحامل این سلاح ها و قطعات به مقصد ایران بود که  دولت شوروی در هنگام عبور آن از آسمان خود آن را سرنگون کرد.

اسرائیل عضو سازمان ملل است و از نظر حقوق بین الملل ، هیچ کشوری مجاز به دادن شعار نابودی کشوری دیگر نیست. جمهوری اسلامی دراین رابطه خود را وارد بازی خطرناکی کرده است . وقتی حکومت اسلامی کشورهای منطقه را علنا مورد تهدید به نابودی قرار می دهد ، باید آگاهباشد که در حقوق بین الملل ازسال ۱۹۱۱ ، اصل پذیرفته شده ای وجود دارد که هر کشوری در صورت مورد تهدید قرار گرفتن و خطر یک حمله قریبالوقوع ، میتواند به اقدامی پیشگیرانه دست بزند . این اصل اگرچه همواره مورد سوء استفاده دولت های قوی تر قرار گرفته است ، چه بخواهیم وچه نخواهیم وجود دارد و به نفع قوی تر ها عمل کرده است. تهدید به نابودی یک کشور، می تواند برای کشور ما عواقب فاجعه باری داشته باشد.

اسرائیل نه مرز مشترکی با ما دارد ونه منافع کشور ما ایجاب می کند که با آن و یا هرکشور دیگری در منطقه تخاصم داشته باشیم  . اسرائيل باایران دشمن نبود ، حکومت اسلامی آنرا به دشمن تبدیل کرده است . این دشمنی از ضرورت ملاحظات ژئوپولیتیک در منطققه و مصالح کشورماناشی نمی گردد . منشاء آن استفاده ابزاری حاکمیت از آن در دشمنی بامردم خود است.

سرانجام اینکه  موجودیت حکومت اسلامی ، خطرناک تر از یک بمب هسته ای  ، سیل ، زلزله و طاعون برای کشورما بوده است .کسی که دم ازصلح و حقوق بشر و همزیستی ملت ها میزند ، باید علیه این دشمن صلح و ناقض حقوق بشرو حکومت تروریست پرور برخیزد و نه تبدیل شدن بهابزار تبلیغاتی آن.

 

محمد آزادگر هدایت سلطانزاده

١ اردیبهشت ١٤٠٠ 20 آپریل 2021

 

وەڵامێک بنووسە

پۆستی ئەلکترۆنیکەت بڵاو ناکرێتەوە . خانە پێویستەکان دەستنیشانکراون بە *