مسعود کردپور: کولبری نشانه فروپاشی اقتصادی کشور است

هاوری یوسفی

مسعود کردپور، فعال حقوق بشر و سردبیر «آژانس خبری موکریان»، مستند «برای کُردها ایستی در کار نیست» را روایتی کوتاه اما پرمغز از تاریخ فقر، محرومیت و تبعیض در کردستان می‌داند و به ایران‌وایر می‌گوید این مستند وضعیت موجود کولبرها در پی چهار دهه حاکمیت جمهوری اسلامی را به صراحت به تصویر کشیده است.

***

«مسعود کردپور» در ایران زندگی می‌کند و در حال حاضر ساکن شهرستان بوکان است.

کردپور به ایران‌وایر می‌گوید مستند «برای کُردها ایستی در کار نیست» برایش یادآور روزهای زندان مهاباد بود و او را به یاد تعدادی از هم‌بندی‌هایش انداخت.

او در مردادماه١٣٨٧ به اتهام «تبلیغ علیه نظام» بازداشت شد و دوران محکومیت یک ساله خود را در زندان‌های بوکان و مهاباد گذراند. در جریان این حبس‌ها، او با شماری از کولبران زندانی که به جرایم اقتصادی محکوم شده بودند هم‌بند بود.

کردپور می‌گوید: «اوایل ٨٨ یک کولبر سردشتی را فقط به خاطر انتقال قاچاقی دو گونی گردو، به سه ماه حبس محکوم کردند و به دلیل اینکه از پرداخت جریمه ناتوان بود زندانی شده بود.»

او همچنین به یکی دیگر از هم‌بندی‌هایش اشاره می‌کند که شهروندی سردشتی بود و به خاطر انتقال قاچاق چند کالا و اقلام خوراکی به حبس و جریمه سنگین ۲۲ میلیارد تومان محکوم شده بود.

به گفته این روزنامه‌نگار، مواردی در زندان بودند و هستند که زمانی کولبری کرده بودند و با بهبود وضع مالی‌شان، کالاها را با ماشین جابه‌جا می‌کردند «اما به زندان افتادند و بارشان مصادره شد. عملا دار و ندارشان ضبط شد و به قول خودشان، “انگار برای دولت کار می‌کنیم”.»

این فعال حقوق بشر در ادامه با اشاره به محرومیت، تبعیض و توسعه‌نیافتگی اقتصادی کردستان، روی‌آوری روزافزون ساکنان شهرها و روستاهای مرزی به کولبری را ناشی از نگاه امنیتی دولت به کردستان در طول چهار دهه گذشته می‌داند.

کردپور می‌گوید: «نگاه دولت بعد از انقلاب به کردستان همیشه امنیتی بوده ‌و همین نگاه هم راه توسعه‌ اقتصادی، ایجاد واحدهای تولیدی و اشتغال‌زایی را بسته و شرایط اقتصادی وخیمی را بر کار و امرار معاش مردم کردستان تحمیل کرده است. مناطق مرزی هم بیش از مناطق دیگر آسیب‌پذیر و شکننده هستند.»

سردبیر آژانس خبری «موکریان» با اشاره به نقش مسئولان دولتی و نمایندگان شهرهای کردستان در مجلس شورای اسلامی، فعالیت این نمایندگان را برای جلب حمایت و جذب اعتبارات دولتی در جهت رشد و توسعه اقتصادی کردستان بی‌اثر می‌داند و معتقد است آن‌ها اگرچه در ایام انتخابات وعده‌هایی درباره محرومیت‌زدایی، اشتغال و توسعه اقتصادی مطرح می‌کنند اما این وعده‌ها هیچ‌گاه عملی نمی‌شود: «وعده‌های نمایندگان مجلس، به خصوص نمایندگان مناطق کردنشین، برای حمایت از توسعه‌ اقتصادی، اشتغال‌زایی و ایجاد و تقویت واحدهای تولیدی و جذب اعتبارات دولتی بی‌اثر بوده است؛ حتی برای جلوگیری از شلیک به کولبرها. تلاش‌هایی هم که در این زمینه صورت گرفته اغلب یا ناشی از فشار رسانه‌های خارج از کشور یا برای اهداف و مقاصد تبلیغاتی و انتخاباتی بوده است.»

این روزنامه‌نگار، در ادامه صحبت‌هایش، به کولبرانی اشاره می‌کند که در پی شلیک ماموران مرزبانی، پرت شدن از ارتفاعات، یا انفجار مین کشته، مجروح یا نقص عضو شدند و خانواده‌های فراوانی «به خاک سیاه نشسته‌اند». حکومت نیز از رسیدگی به وضعیت‌ اسف‌بار این خانواده‌ها سر باز می‌زند: «خانواده‌هایی که نان‌آورشان را به خاطر تیراندازی ماموران، انفجار مین و سقوط از ارتفاعات از دست داده‌اند، یا خانواده کسانی که پس از سال‌ها کولبری از پا افتاده و زمین‌گیر شده‌اند چاره‌ای جز مراجعه به سازمان بهزیستی، کمیته امداد یا برخی نهادهای خیریه ندارند. اما کمک این نهادها ناچیز است و قادر نیست خانواده قربانیان کولبری را در تامین معیشت‌شان کمک کند.»

مسعود کردپور همچنین به نقش موثر رسانه‌ها در بازتاب مصائب کولبران در مرزهای کردستان اشاره می‌کند.

او با این حال تاکید می‌کند در حال حاضر غیر از کولبری که در برخی مناطق کردنشین دیده می‌شود، گسترش فقر، بیکاری و محرومیت در سطح کشور جریان دارد: «بحران اقتصادی، عدم توانایی در تامین حداقل معیشت، بیکاری، این‌ها مختص کردستان و مناطق کردنشین نیست؛ این وضعیت کل ایران را فراگرفته و همه را تحت تاثیر قرار داده است. البته وضع اقتصادی فعلی زندگی را برای ساکنان مناطق مرزی و حاشیه‌ای فاجعه‌بارتر کرده.»

به گفته این فعال حقوق بشر، جامعه ایران درحال فروپاشی است و کولبری هم یکی از نشانه‌های آن است. او معتقد است که دیدن آسیب‌های جدی اجتماعی همچون خودکشی، اعتیاد، تن‌فروشی و غیره که زیر پوست شهر در جریان است از مصادیق غیرقابل انکار فروپاشی اقتصادی و اخلاقی کشور در شرایط فعلی است: «کولبری یکی از مصادیق و نشانه‌های فروپاشی اقتصادی و اخلاقی کشور است اما خطر غرق شدن بسیاری از اقشار و طبقات فرودست و محروم در آسیب‌ها و انحرافات اجتماعی بسیار جدی‌تر است. جامعه در حال فروپاشی است.»

وەڵامێک بنووسە

پۆستی ئەلکترۆنیکەت بڵاو ناکرێتەوە . خانە پێویستەکان دەستنیشانکراون بە *